
آذربایجان شرقی
قلعهبابک یا دژ بابک، بنا شده در بالای کوهی به بلندای ۲۳۰۰ متر، نزدیک به سه کیلومتری شهر کلیبر. دژ در زمان ساسانیان ساخته شده ولی نام خود را از نام بابک خرمدین، رهبر مبارزان با خلفای عرب در سال ۸۹۳ میلادی، گرفته است.از اشیا و ابزاری که از دژ بابک به دست آمده میتوان سفالینههای نقش دار و لعاب خوردهای را نام برد که یک دوره استقرار تا اوایل قرن هفتم هجری را نمایش میدهند. شماری سکه مسی نیز یافت شده است که برخی از آنها به علت ساییدگی و زنگ خوردگی فراوان ناخواندن میباشند و در بین این سکهها برخی مربوط به اتابکان آذربایجان و هزارسیبان (قرون ششم و هفتم هجری) میباشند. از جغرافیای تاریخی بذ، در دوره پیش از اسلام، آگاهی چندانی در دست نیست، ظاهراً در دوره هخامنشیان کادوسیها، از اقوام ساکن کرانههای جنوب غربی دریای خزر، در آنجا زندگی میکردهاند و جنگهایی نیز با هخامنشیان داشتهاند.پیش از این که به دروازه قلعه برسیم از گذرگاهی میگذریم، این گذرگاه همچون دالانی است و تنها گنجایش گذشتن یک نفر را دارد و دو نفر به سختی از آن میتوانند بگذرند. گذرگاه در فاصله دویست متری دروازه قلعه و روبروی آن میباشد. آمدن هر تازهوارد سپاهی و غیره، کوهبانیهها را که در برجهای دوسوی دروازه جای داشتهاند را هشیار میکرده است. جایگاه کوهبانیهها در بلندی است و بنابر این به هر چیز و هر کس چیرگی کامل داشتهاند. این برجها یکی مخروطی و دیگری مدور و استوانهای از سنگهای تراشیده با ملاط ساروج استوار ساخته شدهاند. باروها که از نوعی سنگ خارا ساخته شده تمام درزهای کوهستان را بسته است. برای نفوذ به درون بنا بایستی حتماً از دروازه گذشت و از کوهستان راهی برای درون شدن، نیست. نزدیک شدن ابزار دژ کوب، منجنیق و آتشافکن به این دژ تقریباً ناشدنی بود. بنای قلعه که دو طبقه و سه طبقه است که پس از ورودی قرار گرفته است و پس از آن تالار اصلی وجود دارد که پیرامون آن را هفت اتاق فرا گرفته است، اتاقهایی که به تالار میانی راه دارند. در بخش شرقی دژ تأسیسات دیگری مرکب از اتاقها و آب انبارها ساخته شده است. سقف آب انبارها با طاق جناغی و گهوارهای استوار شدهاند. محوطه درونی آنها نیز به وسیله گونهای ساروج نفوذ ناپذیر گردیده و به هنگام زمستان از برف و باران پر شده و در تابستان و هنگام تنگناها و محاصرهها از آب آنها بهرهبرداری میشد. در سمت شمال غربی قلعه پلکانهایی سرتاسری بود است که اکنون ویران شده و بخشهایی از آن بیرون خاک است و تنها راه صعود به بخشهای بلندتر بناست. دسترسی به منطقه هشتادسر تنها از دره رودهای اهر و قوریچای و کجرود امکان دارد. راه عمده این منطقه ییلاقی، که محل دامداری است، به دشت مغان (منطقة قشلاقی)، تنها از شیارهای گرانکوه هشتهسر و از کنار مسیر رودهایی است که از مشرق آن به رود قرهسو میریزد. بذ از شمال و شمال غربی به رودارس، و از کرانههای جنگلی رودهای سلینچای و کلیبر به مناطق غربی راه دارد. امروزه نیز این منطقه با جادهای که از کنارههای رود سلینچای میگذرد، به کرانههای جنوبی رودارس میپیوندد. از مآخذ تاریخی چنین برمی آید که قلمرو سیاسی بابک بارها گستردهتر از جغرافیای تاریخی بذ بوده است و بذ بیشتر به درههای شمالی گرانکوه هشتهسر و قلعههای آن، بویژه به باروها و دهکدههای واقع در آن، گفته میشد.این قلعه در نهم رمضان اوت ۸۳۷ بدست نیرویهای افشین فتح و ویران شد.