
یزد
واژه چارسوق هم بدینصورت و هم بهصورت چارسو و چارسوی در کتب ثبت شده است و در لهجه عامیانه، بیشتر بهصورت چارسو تلفظ میشود. مرحوم دهخدا، هر دو لفظ چارسوق و چارسوی را به معنی محلی که چهار سمت آن بازار باشد، ثبت نموده و این بیت خاقانی را شاهد آورده است: «در چارسوی فقر درآ تا ز راه ذوق/ دل را ز پیچ نوش سلامت کنی دوا» و از چند چارسوی معروف از جمله چارسو نمکی اصفهان، چارسو کوچک تهران و چارسو کهنه کرمان نام برده است. مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر که پایه علمی و دقت نظر ایشان در تحقیقات ادبی بر هیچکس پوشیده نیست، در مقدمه کتاب «رساله قشیریه» در ذیل عنوان «نیشابور در روزگار قشیری» مینویسد: «در این شهر، بازارهای مخصوص برای طبقات پیشهوران و تجار وجود داشته و مهمترین آنها، بازار چهارسوی بزرگ (المربعه الکبیره) و دیگری بازار چهارسوی کوچک (المربعه الصغیره) بوده …. (رساله قشیریه، به تصحیح بدیعالزمان فروزانفر، ص 13-14) بنابراین میتوان گفت صورت صحیح کلمه باید چهارسوق باشد که به محل تلاقی دو بازار اطلاق میشود. ترجمه تحتاللفظی چهارسوق یعنی «چار بازار»، نام یکی از کشتخوانهای اردکان است که ظاهراً ربطی به بازار چارسوق ندارد، بازاری که گویند درازایش به ۸۰۰ متر میرسیده است. شروع بازار ازیکطرف، دروازه بازار نو بوده است و از طرف دیگر، دروازه کوشک نو. جالب اینجاست که گذر این بازار از دو حسینیه بوده است. از ظرافتهای دیگری که در معماری و طراحی بازار وجود داشته، عبور آب از وسط آن بوده است؛ آبی که نماد حیات و سرزندگی است. این آب از قنات نیلی تأمین میشده و تا انتهای بازار ادامه داشته است. نکات دیگری که در مورد بازار اردکان قابل بیان است، وجود تیمچههاست که فلسفهاش تأمین امنیت بیشتر برای برخی دکانهای خاص بوده است. از نمونههای بهجای مانده آن، تیمچهای رو به روی مسجد حاج محمدحسین است.